Organy zewnętrzne
اعضاء بیرونی
głowa
سر
włosy
مو
oko
چشم
ucho
گوش
twarz
صورت
nos
بینی
broda
نان
usta
ریش
buzia
دهان
ząb
دندان
język
زبان
skóra
پوست
szyja
گردن
ręka
بازو
łokieć
آرنج
dłoń
دست
palec
انگشت
paznokcie
ناخن
pierś
سینه
mięśnie
ماهیچه ها
kolano
زانو
stopa, noga
پا
plecy
کمر
dół pleców
پایین کمر
Ograny wewnętrzne
اعضاء داخلی
mózg
مغز
gardło
گلو
płuco
ریه
wątroba
کبد
nerki
کلیه ها
serce
قلب
krew
خون
żołądek
معده
jelito
روده
kość
استخوان
-
Ograny zewnętrzne
اندام های بیرونی
-
Złamałem nos jeżdżąc na nartach. Myślisz, że potrzebuję operacji?
من زمانی که اسکی می کردم؛ بینی من شکست، به نظر شما نیاز به جراحی دارم؟
-
Na pewno potrzebujesz operacji?
مطمئناً به جراحی بینی احتیاج دارید.
-
Muszę iść do okulisty.
من باید به یک چشم پزشک مراجعه کنم.
-
Poszukam okulisty.
بگذارید یک چشم پزشک من را معاینه کند
-
Czy możesz otworzyć buzię?
آیا می توانید دهان خود را باز کنید؟
-
Jeden ząb ma ubytek i potrzebuje plomby.
یک دندان سوراخ دارد و باید پر شود.
-
Ograny wewnętrzne
اندام داخلی
-
Jaki lek powinienem wziąć na bolące gardło?
برای درمان گلودرد چه دارویی باید مصرف کنم؟
-
Od razu wypiszę receptę.
بلافاصله نسخه ای برای شما می نویسم.
-
Jaką masz grupę krwi?
گروه خونی شما چیست؟
-
Moja grupa krwi to A+.
گروه خونی من A+ است

